امید است اقتصاددان نبودن کرباسیان با تجاربش جبران شود

یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۶

یک اقتصاددان می‌گوید معمولا وقتی وزیری از سوی دولت پیشنهاد می‌شود، ابتدا وی با وزیر قبلی مقایسه می‌شود که از این منظر شاید اقتصاددان نبودن مسعود کرباسیان نقطه ضعف وی باشد. با این حال ما امیدواریم که این مشکل با تجارب وی جبران شود.

هادی حق شناس در گفت‌وگو با ایسنا درباره وزیر پیشنهادی دولت دوازدهم برای وزارت اقتصاد اظهار کرد: وزیر پیشنهادی از دو جهت قابل بررسی است. ابتدا اینکه وی تجربه اجرایی قابل قبولی دارد. همان طور که اعلام شده وی پیش‌تر معاون وزیر اقتصاد، نفت و بازرگانی بوده و به این ترتیب تجارب ارزشمندی را در سطح معاونت کسب کرده است. ولی نکته کلیدی این است که وزارت امور اقتصادی و دارایی با عنوان متولی سیاست‌های مالی و بخشی از سیاست‌های پولی به یک اقتصادخوان و حتی اقتصاددان نیاز دارد.

او افزود: طبیعتا هر وزیر اقتصادی که معرفی می‌شود و بعدها وقتی عملکرد آن در بوته نقد قر ار می‌گیرد، با وزیر قبلی مقایسه می‌شود. از این جهت می‌توان گفت نکته قوت علی طیب نیا در برابر مسعود کرباسیان این بود که وی نه تنها اقتصادخوان بود و مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری خود را در رشته اقتصاد گذرانده بود و جزو برترین‌های دانشگاه بود بلکه از نظر تئوری‌های اقتصادی نیز وی یک اقتصاددان بود و از نظر تئوریک در بخش سیاستگذاری‌های مالی و بخش سیاستگذاری‌های پولی رویه علمی را در اقتصاد حاکم کرد. پیش از طیب‌نیا نیز وزارت اقتصاد معمولا به وزیری اقتصاددان و یا اقتصادخوان سپرده می‌شده است. مثلا داود دانش جعفری، مرحوم نوربخش و ...

او افزود: البته کرباسیان این نقطه قوت را دارد که تجربه‌های اجرایی متعددی داشته و در دولت یازدهم نیز چهار سال به  عنوان رئیس کل گمرک ایران مشغول به کار بوده است. ولی به هر حال ضعف اقتصاددان نبودن مسعود کرباسیان غیرقابل کتمان است و این امیدواری وجود دارد که این ضعف با استفاده از تیم اقتصادی قوی توسط دولت دوازدهم جبران شود. ما امیدواریم که تجارب کرباسیان به کمک او آید و وی بتواند تجربه موفقی در وزارت اقتصاد رقم بزند.

او با تاکید بر اینکه به نظر می‌رسد نقطه ضعف بزرگ دولت قبل در دولت بعد نیز تکرار می‌شود، اظهار کرد: دولت قبل فرمانده اقتصادی نداشت و هیچ  کس در آن تصمیم‌گیر نبود و هر مسئولی به رویه خود عمل می‌کرد. به نظر می‌رسد این ضعف برای دولت دوازدهم نیز به ارث رسیده و اصلاح نشده است. دولت باید بتواند برای هدایت امور اقتصادی در کشور فردی برا برگزیند که ضمن مسلط بودن به دانش اقتصادی هنر مدیریت داشته باشد. البته این ضعف فقط مربوط به سال‌های قبل نیست. ما در بعد از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ کمتر شاهد آن بودیم که تیم اقتصادی کشور یک فرمانده مشخص و قدرتمند داشته باشد مگر زمان دکتر نوربخش.

او افزود: با این حال نکته‌ای که لازم است یادآوری شود این است که بعضی از معضلات اقتصادی ایران مانند تورم‌های دو رقمی یا بهره‌وری پایین و غیره فقط مربوط به یک دوره نیست و این موارد مشکلات بلندمدت اقتصاد ایران هستند که برای حل آنها به تیم اقتصادی توانمند و هماهنگ نیاز داریم. دولت یازدهم در شرایط بحرانی سال ۱۳۹۲ بر سر کار آمد. یادمان نرود که آن زمان هم تورم بالای ۳۰ درصد بود، هم رشد منفی بود و هم بازارهای ارز متلاطم بود و این دولت یازدهم بود که موفق شد ثبات را بر بازار شاخص های کلان برقرار کند و دولت دوازدهم نیز باید بتواند ادامه روند اصلاحات را پیش گیرد.

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که آیا مسعود کرباسیان بهترین گزینه برای وزارت اقتصاد بود، اظهار کرد: یقینا نه فقط درباره وزارت اقتصاد بلکه درباره سایر وزارتخانه ها نیز گزینه هایی بهتر از آنچه رئیس جمهور معرفی کرده وجود داشته ولی به هر حال رئیس جمهور همیشه در معرفی وزرای پیشنهادی خود ملاحظات خود و محدودیت ها را هم لحاظ می‌کند. به هر حال اکنون وزرا انتخاب شده اند و نوبت مجلس است که به آنها رای بدهد. اگر این وزرا رای اعتماد بیاورند، باید در عمل ببینیم هر یک از گزینه های پیشنهادی چه خواهند کرد.

امید است اقتصاددان نبودن کرباسیان با تجاربش جبران شود